دلی به دست آور
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢ : توسط : مريم

آدم موفق جای مناسب خود را پیدا می کند, ولی مدیر موفق برای دیگران جای مناسب می یابد.


 
 
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۸ : توسط : مريم

شایعه پرداز کسی است که از دیگران می گوید , ملال انگیز کسی است که از خود می گوید , مصاحب خوب و هوشمند کسی است که صحبت را به شما می کشاند.


 
 
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۱ : توسط : مريم

پل باش به جای آن که دیوار شوی

امروز خوش حالم کاش میزان خوش حالی هر انسانی بیشتر از غم و غصه هاش باشه


 
سردرگمی
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۸ : توسط : مريم

امروز نگاهت می کنم بدون آنکه بفهمم درونت چه غوغاییست

نمی دانم در پشت این ظاهر آرام چه فکرهای رنگارنگی و یا چه آشوب های ذهنیست

و انتظارهای بی جای من جولان ها می دهد

و فردا، امروز توست برای من 

من هستم و دنیای فکرهای پریشان

خسته از این همه سردرگمی

خسته از این همه فاصله ای که بین من و خدای خودم هست

گاه آنقدر با خودم در ذهنم صحبت می کنم که دیگر نایی برای حرف زدن با دیگران ندارم و یا فکر می کنم پرحرفی می شود

و تو مثل من غافل از این همه دغدغه من، با انتظارات خودت که از من داری دست و پنجه نرم می کنی

در نهایت من و تو می گوییم : متوجه نمی شم چرا او این چنین برخورد کرد

خدایا مرا دریاب که بی نهایت محتاجم


 
در زندگی مان
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠ : توسط : مريم

در زندگی مان لحظه هایی است

که هرگز توان فهم آن ها نیست

مهم نیست چگونه می کوشیم

بازهم... باید هر چه در توان داریم به کار بندیم

 

در زندگی مان آرزوهایی است

ممکن است هرگز به آن ها دست نیابیم

مهم نیست تا چه پایه دل بسته ایم

بازهم...باید وفادارانه دل ببندیم

که آن چه باور داریم که هست، خواهد بود

و هر آن چه ناممکن می نماید، ممکن می شود

 

در زندگی چه بسیارند

که باید تغییرشان دهیم و مهارشان کنیم

وقتی خود به آن چه کم تر از ما

تأثیر می پذیرد،می پردازیم

دیگر از ماست که بر ماست

برای رسیدن به مطلوب خویش

باید خود زمینه سازی کنیم


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زندگی کن با همه لذت هایش
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٥ : توسط : مريم

 

اگر به هر روز که آغاز می شود

چون ماجرایی تازه بنگری که از اشتباهاتت بیاموزی

تا بالیده شوی

تا زیبایی های این جهان را

بستایی

تفاوت ها را بی نیش و نوش بپذیری

و بستایی آن ها را

همان گونه که هستند

بکوشی تا انسان بهتری باشی

هدفی برای خود بنشانی و برای رسیدن به آن بکوشی

شادی را در بخشیدن و مهر ورزیدن

و مشارکت و دل سپردن بدانی

در درون خویش آرامش بجویی

آن گاه می توانی

دنیای پیرامون خود را دریابی

روزگار را با خویشان و یاران بگذرانی

در طلب دوستان تازه باشی

در هر روز نو،خدا را سپاس گویی و

برای هر فردایت رویایی داشته باشی

که هر فردایی ماجرای تازه است

                                             دبی آوری



 
نگاه خیره ی عشق
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٧ : توسط : مريم

                                                

برخی از عمیق ترین و ناب ترین لحظات هنگامی میان شما و معشوق ایجاد می
شوند که به طرزی واقعی به چشمان او نگاه کنید.

هنگامی که معشوق نگاه خیره ی عشق را به شما می دوزد بزرگترین و
گرانبهاترین هدایای این عالم را به شما ارزانی داشته و زیباترین کلمات و واژه ها
را درباره ی شما ارزانی داشته و زیباترین کلمات و واژه ها را درباره ی شما به کار
برده است. نگاه خیره ی عشق سکوت مقدس را میان شما ایجاد می کند که در آن  عشق معشوق را به خالص ترین و پالایش یافته ترین
شکل آن دریافت می کنید.

هنگامی که به دنبال کاستی ها و نقایص همسر خود می گردید چشمان شما
بزرگ ترین دشمن عشق و صمیمیت میان شما می شوند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جرِات و شهامت عشق ورزیدن
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٢ : توسط : مريم

عشق راستین به احتمال قوی احساسات ناخوشایند بسیاری را نیز در شما روشن خواهد کرد،زیرا مجبورید در آیینه ی معشوق نگاهی واقع بینانه به خویشتن واقعی خود بیاندازید.

هنگامی که با جرات و شهامت تمام و متعهدانه عمیقا عشق می ورزید ، حقیقت را به رابطه و ازدواج خود فرا می خوانید.

هرچه لحظات ناب بیشتری را با نامزد / همسترتان تجربه کنید ، سخت تر خواهید توانست از حقیقت را بطه یا ازدواج خود رویگردان باشید.

برهنه شدن و عریان کردن تنها این نیست که لباس هایتان را از تن بدر آورید .عریان شدن حقیقتی است که نقاب ها و صورتک هایی را بردارید که هر روز به صورت می زنید و احساسات اصلی خویشتن واقعی خود را بروز دهید.

عشق ورزیدن از خودتان به خودتان شروع کنید.

عشق همواره با خودتان شروع می شود.

عشق انتخابی است که شما می کنید ، آن هم لحظه به لحظه

عشق آن است که هر روز به دنبال چیزی دوست داشتنی از وجود نامزد/همسرتان بگردید.


 
 
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٧ : توسط : مريم

                        

هرگاه که سودای گرفتن

تصمیمی سرنوشت ساز دارم

می خوانمت تو را

هرگاه دشوار روزی پیش روی دارم

آسان می نمایدم

با داشتن تو را

هرگاه بر سر دو راهی ام

فقط و فقط

تکیه می کنم به دل دادن های تو

هرگاه دشواری یی است مرا

شاد خویی ات آسان می گرداندم

هرگاه اندیشه یی تازه در سر دارم

تنها تکیه گاهم تویی

هرگاه در می یابم که راه خطا پوییده ام

آغوش مهربانت مرا به طریق درست می خواند

چه می دانم عشق تو

مرا برترین است،مرا بهترین است

و من با داشتن تو،چه بسیار خرسندم

تو را سپاس دارم

و تو را دوست دارم


 
خویش را باور کن
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٥ : توسط : مريم

 

هیچکس جز تو نخواهد آمد

هیچکس بر در این خانه نخواهد کوبید

شعلهْ روشن این خانه توباید باشی

هیچکس چون تو نخواهد تابید

چشمهْ جاری این دشت تو باید باشی

هیچکس چون تو نخواهد جوشید

سرو آزادهْ این باغ تو باید باشی

هیچکس چون تو نخواهد رویید

 

 

بازکن پنجره صبح آمده است

در این خانهْ رخوت بگشای

باز هم منتظری؟

هیچکس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی گوید برخیز

که صبح است ، بهار آمده است

 

 

خانه خلوت تر از آن است که می پنداری

سایه سنگین تر از آن است که می پنداری

داغ ، دیرین تر از آن است که می پنداری

باغ ، غمگین تر از آن است که می پنداری

ریشه ها می گویند

ما تواناتر از آنیم که می پنداری

 

 

هیچکس جز تو نخواهد آمد

هیچ بذری بی تو

روی این خاک نخواهد پاشید

خرمنی کوت نخواهد گردید

هرکجا چرخی بی چرخش تو

هرکجا چرخی بی چالشو بی خواهش تو

بی توانایی اندیشه و عزم تو نخواهد چرخید

اسب اندیشهْ خود را زین کن

تک سوار سحر جادو تو باید باشی

و خدا می داند

که خدا می خواهد تو((خودآ)) یی باشی

بر پهنهْ خاک

 

 

نازنین

داس بی دستهْ ما

سالها خوشهْ نارستهْ بذری رابر می چیند

که به دست پدران ما بر خاک نریخت

کودکان فردا

خرمن کشتهْ امروز تو را می جویند

خواب و خاموشی امروز تو را

در حضور تاریخ ، در نگاه فردا

هیچکس بر تو نخواهد بخشید

باز هم منتظری؟

هیچکس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی گوید برخیز

که صبح است بهار آمده است

تو بهاری آری

خویش راباور کن

                                         مجتبی کاشانی

 


 
← صفحه بعد